تبليغاتX
صحرای تشنه

دیگه نمی دونم چی بگم از این روزگار

عزیزم عزیزم دارم از تو هنوز میخونم

خیلی دلم برات تنگ شده میدونم

اگر چه فکر میکنی دیوونم

عزیزم میخوام از غصه نگم برات نمیتونم

دنیا رو غرق ستاره کنم برات نمیدونم

بمیرم و بسوزم عزیزم

رفتی و تنهام گذاشتی نموندی ز پیشم

حالا هر جا که رفتی خدا به همرات

بردی از یاد

کردی تنها

توی شعرام دیگه نیست حرفی از فردا

 عشق نازنینم خیلی دلم برات تنگ شده

چند وقیته که (ح...د)ندیدمت ولی بدون اگه یک سالم بشه بازم منتظرت می مونم عزیزم


 

نگارش شده توسط سمیراونگار در جمعه 27 اردیبهشت1387 ساعت 22:30 موضوع | لینک ثابت


دل تنگم امشب

چقدر بدون تو بودن سخته

 


چه شبهاي اند اين شبها

روزها می گذرد ...ثانیه ها تنهایم..

و در این لحظه و این حادثه ها تنهایم...

صاعقه می شکند قامت تنهای مرا

و در این معبد سنگی به خدا تنهایم...

سیل بارانی غم چشم مرا خواهد شست

چه کنم با همه خاطره ها ...تنهایم...

و تو در بی خبری های دلت خواهی رفت

پشت درد همه فاصله ها تنهایم...

و تو امشب به نبودن چه شباهت داری

و من امشب ته این قافیه ها تنهایم
 
بدون تو هرگز! این کلام حرف آخر من است : بدون تو هرگز! این
 
عشق تو سرپناه آخر من است ، و این دوست داشتنت ، تنها امید بودن
 
 
من است... بدون تو حرفی برای گفتن نیست به جز یک کلام : آن هم
 
 
کلام آخر : خدانگهدار زندگی! بدون تو جایی برای ماندن نیست و هیچ
 
راهی برای زنده بودن نیست.... چشم به راه تو میباشم در این جاده
 
زندگی ، با پاهای خسته و دلی پر از امید! وقتی غروب می شود و تو
 
 نمی آیی دلم پر از خون می شود و چشمهایم پر از اشک... باز به
 
انتظار طلوع و آمدنت مینشینم ، دلم میخواهد آن لحظه همچو خورشید
 
در آسمان قلبم طلوع کنی .... ای وای از فردا... و وای از آن روزی که
 
 آسمان ابری و دلگرفته باشد .... آن زمان خورشیدی در آسمان نیست ،
 
 
 و باز باید به انتظارت نشست .... نشست و گریست با همان دل پر از
 
 
خون ، با آن پاهای خسته و قلبی شکسته.... این کلام حرف آخر من
 
 
است : بدون تو هرگز!این عشق تو سر پناه آخر من است و این غروب
 
 آغاز دلتنگی های من است .... بدون تو جایی نیست برای ماندن ،
 
بدون تو باید سفر به آن سوی دنیا کرد.... آری این کلام حرف آخر من
 
است
  
 خیلی دوستت دارم
وقتی نیستی نمیدونم چی بگم یا چی بخونم

آخه من دل به تو بستم نمی خوام بی تو بمونم

وقتی از غروب خورشید تاسحر بیدار میمونم

برای رسیدن تو تو دلم دعا میخونم


 

نگارش شده توسط سمیراونگار در شنبه 21 اردیبهشت1387 ساعت 1:3 موضوع | لینک ثابت


روز معلم مبارک

ای معلم ای شمع فروزان نمیدانم چه بگویم؟

چه بگویم که لایقت باشد؟

                    چه بگویم که بتوانم جرعه ای از خوبیت را وصف کنم؟

به من یاد دادی که چگونه بخوانم و بنویسم ولی

کاشکی یاد میدادی که چگونه ازت تشکر کنم !!

تو بخشنده ای بخشنده تر از اسمان

                     تو بزرگی بزرگ تر از دریا

 

خوبیت را به چه تفسیر کنم؟

پاکیت را به چه تشبیه کنم؟

به پرستشگه عشق یا که زرفای خیال !!!!!!

یا خلوصی در عهد یا سکوتی در راز

با تمام وجود ستایشت می کنم و میگویم دوستت دارم ای بهتریم من

معلمم!!!!!!!!!!!!!


تقدیم همه معلمای عزیزم بخصوص مادرم ومعلم عزیز کلاس اولم که هیچوقت فراموشش نمی کنم


شمع شدی شعله سوختی

                                      تا

فروزانم کنی خود سوختی

         روز معلم مبارک   


 

نگارش شده توسط سمیراونگار در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387 ساعت 17:41 موضوع | لینک ثابت


حالا عشق از دیدگاه افراد مختلف جامعه

 حالا عشق از دیدگاه افراد مختلف جامعه

 

1.       عشق از دیدگاه  حاج آقا: استغفرالله باز از این حرفای بی ناموسی زدی.

 (جمله عاشقانه : خداوند همه جوان ها را به راه راست هدایت کند)

 

2.       عشق از دیدگاه دختر حاج آقا:  آه... یعنی می شه بدون اینکه بابام بفهمه من

 

 عاشق بشم؟ ( جمله عاشقانه : ندارد

3.       عشق از دید یک ریاضیدان :  عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول. (جمله

 

عاشقانه : آه... عزیزم به اندازه سطح زیر منحنی دوستت دارم)

 

4.       عشق از دیدگاه بقال سر کوچه: والا دوره ما عشق مشغ نبود که, ننمون رفت

 

و این سکینه خانم رو واسمون گرفت آورد.(جمله عاشقانه: سکینه شام چی

 

داریم؟....)

5.       عشق از دید اصغر کاردی (در زندان) : مرامتو عشقه,عشقی.(جمله

 

عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی..)

 

6.       عشق از دیدگاه یک دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم : آه  عزیزم کاش الان

 

 پیشم بودی , بغلم می کردی, سرمو میگذاشتم رو شونه هات....( جمله عاشقانه :

 

 دوستت دارم عزیزم....)

 

7.       عشق از دید مادر بزرگم :از این حرفای بد نزن , راستی این دختر اقدس خانم

 

خیلی دختر خوب و با کمالاتیه , تازه تحصیل کرده هم هست . ( جمله عاشقانه :

 

پاشو بریم خواستگاری....)

8.       عشق از دید.....( خودتون الان می فهمید کیو میگم) : عزیزم تو که عاشقمی

 

 چرا هزینه عمل کردن دماغمو نمی دی؟......واسه ناهار بریم سورنتو ....مرجان با

 

دوستش هم قراره بیآد....دوست مرجان واسش یک ماتیز خریده (دوو منگل) .تو حتی

 

 حاضر نیستی واسه من که این همه دوستت دارم یک پراید بخری.....(جمله

 

عاشقانه : عزیزم گوشی p910 i می خوام راستی دوستت هم دارم )

 

9.       عشق از دید کسی که بار اولشه عاشق میشه: عزیزم باور کن بدون تو حتی

 

یک لحظه هم نمی تونم زندگی کنم, تو واسم همه دنیا هستی....(جمله عاشقانه :

 

فدات شم  عزیزم خیلی خیلی دوستت دارم)

 

10.    عشق از دید کسی که بار اولش نیست که عاشق میشه: عزیزم خیلی

 

دوستت دارم, باور کن شب ها به خاطر تو با پای برهنه می خوابم....(جمله

 

عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم)

 

11.    عشق از دید یک راننده : رادیات (رادیاتور) عشق من از برات جوش آمده , باور

 

نداری بر آمپرم بنگر.....(جمله عاشقانه : عیزم دوست دار.... بو بو بوغ غ غ)

 

12.    عشق از دید بعضی ها : آه ..یعنی خدایا میشه بیآد خواستگاریم؟....(جمله

 

عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت  می کنم اگه بیآد خواستگاریم)

 

14.    عشق از دید ارازل و اوباش : عشق مشغ سیخی چند بابا, برو بچه سوسول

 

دلت خوشه, خونه خالی نداری ....(جمله عاشقانه :بو بوغ غ ... خانم بیا بالا خوش

 

 میگذره)

 

15.    عشق از دید یک مهندس الکترونیک :  عشق همان دوست داشتن است وقتی

 

 در av open loop ضرب می شود, البته در این حالت انسان به صورت غیر خطی عمل

 

 می کند. ( جمله عاشقانه :عزیزم تو منو در وسط منحنی مشخصه بایاس کردی )

 

16.     عشق از دید بابام : آخه پسر ,عشق واست نون و آب میشه؟....حالا بگو ببینم

 

 پدرش چه کارست؟ (جمله عاشقانه :برو با دختر حاج آقا ازدواج کن)

 

17.    عشق از دید مادر ها : وا مگه تو امسال کنکور نداری؟ عشق باشه واسه بعد

 

. مگه تو امسال فلان نداری ؟ عشق باشه واسه بعد.. مگه تو امسال بهمان نداری؟

 

عشق باشه واسه بعد...(جمله عاشقانه: باشه واسه بعد)

فعلا بای


 

نگارش شده توسط سمیراونگار در شنبه 18 اسفند1386 ساعت 16:5 موضوع | لینک ثابت


عصبی کنید ودر برید

 

سلام!!!!!!!!!این روش ها را بخونید ودر جا عصبی کنید!!!!(اینه روش های عصبی کردن)


وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين 


وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين

جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين

روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين

به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين

وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين

وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين

موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين

ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين

بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين

شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين

اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين

وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته

صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين

روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين

وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده

وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين

بادکنک بچه ها رو بترکونين

مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين

وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد

بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين

کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره

ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين

توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين

هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره

حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين

نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين

دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين

عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين

پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين

با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين

شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين

موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين

توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين

توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين

توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين

جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين

توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه

چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين

ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين بزنين ، بعد بهش پس بدين

 

 

اگه عصبی شدند ادرس این وب را بهشون ندید ها

فعلا بای

 

 

 

 

 


 

نگارش شده توسط سمیراونگار در دوشنبه 29 بهمن1386 ساعت 22:45 موضوع | لینک ثابت


بدون شرح

سلام!!!خوبید!!!!گفتم که اومدم شناختید؟؟؟(سمیرام)خوب این مطلبه رابخونید تا بفهمید تو چت روم چه خبره

A/S/L Please 


پسر : سلام.خوبي؟مزاحم نيستم؟


دختر: سلام. خواهش مي کنم.?asl pls


پسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟


دختر‌: تهران/نازنين/۲۲

 


پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگي!اسم مادر بزرگ منم

نازنينه.


دختر: مرسي!شما مجردين؟


پسر: بله. شما چي؟ازدواج کردين؟


دختر: نه. منم مجردم. راستي تحصيلاتتون چيه؟


پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT

 

 اَمِريکا دارم. شما چي؟

 


دختر : من فارغ التحصيل رشته گرافيک از دانشگاه

 

 سُربن فرانسه هستم.


پسر: wow چه عالي!واقعا از آشناييتون خوشحالم

 

.
دختر : مرسي. منم همين طور. راستي شما کجاي

 

 تهران هستين؟

 


پسر: من بچه تجريشم. شما چي؟

 


دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجاي تجريش

 

 مي شينين؟


پسر: خيابون دربند. شما چي؟

 


دختر : خيابون دربند؟ کجاي خيابون دربند؟

 


پسر : خيابون دربند. خيابون......

 

کوچه......پلاک....شما چي؟

 


دختر: اسم فاميلي شما چيه؟


پسر: من؟ حسيني! چطور؟


دختر: چي؟وحيد تويي؟ خجالت نمي کشي چت

 

 مي کني؟تو که گفتي امروز با زنت مي خواي بري

 

 قسطاي عقب مونده خونه رو بدي.!مکانيکي رو ول

 

 کردي نشستي چت مي کني؟

 


پسر : اِ عمه ملوک شمائين؟چرا از اول

 

نگفتين؟راستش! راستش!ديشب مي خواستم

 

بهتون بگم امروز با فريده.... آخه مي دونين..........

 

.
دختر : راستش چي؟ حالا آدرس خونه منو به

 

آدماي توي چت ميدي؟مي دونم به فريده چي

 

 بگم!

 


پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزي

 

 نگين!اگه بفهمه پوستمو ميکّنه!عوضش منم به

 

 

عمو فريبرز چيزي نمي گم!

 


دختر:‌ او و و و م خب! باشه چيزي بهش

 

نميگم.ديگه اسم فريبرزو نياريا!راستي من بايد برم

 

 عمو فريبرزت اومد. باي


پسر: باشه عمه ملوک! باي......

 

خنده آرام بخشی است که عوارض جانبی

 ندارد!

ز حق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی  

 

       چه  توفیقی  به  از  اینکه  خلقی  را  بخندانی


 

نگارش شده توسط سمیراونگار در دوشنبه 15 بهمن1386 ساعت 15:29 موضوع | لینک ثابت


خداحافظی

سلام!!!!!!!!!!!خوبید؟؟؟؟؟؟؟

عزاذاری هاتون قبولخوب دیگه باید برم

خوبی /بدی دیدید حلال کنیدمن میرم ولی

دوست خوبم نگار از هفته بعد میاد وب را اپ می

 

کنهاز همه دوستای خوبم خدا حافظی میکنم

 

.

خدانگهدار همتون


 

نگارش شده توسط سمیرا در جمعه 28 دی1386 ساعت 21:15 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting